آمار بازدید کنندگان
![]() | امروز | 9 |
![]() | دیروز | 56 |
![]() | این هفته | 120 |
![]() | این ماه | 404 |
![]() | کل بازدیدها | 12904 |
ترافيک سايت
سایت پذیرای 2 مهمان آنلاین| گذری بر اندیشه حافظ |
|
|
|
هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ / از یمن دعای شب و ورد سحری بود دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند وندران ظلمت شب آب حیاتم دادند در زندگی هر شاعر آسمانی و هنر مند اصیل شبی هست که اورا به ملکوت آسمان بار می دهند تا در آنجا به مقدار چشمی که از دیده بینای عشق وام گرفته است با سرچشمه خیر و جمال حقیقت که وجود لایزال حضرت حق است دیدار کند و آیات کبری الهی را که اوصاف جمال و جلال اوست بی حجاب بنگرد این شب فرخنده را عاشقان شب وصال خوانده اند که همان شب معراج و لیله القدر است و زیباترین وصف آن در کلام سرمدی سوره قدر آمده است . اما وقتی غیر که همان دیو درون آدمیست از خلوت دل بیرون رفت آنگاه دل خانه دلدار میشود و حافظ سرمست از باده منصوری در پرده دعوی انا الحق که : منزل حافظ کنون بارگه پادشاست / دل بر دلدار رفت جان بر جانانه شد اما حافظ به تعبیری سخن گوی ضمیر نا خودآگاه ماست و این تعبیر زیبا را در تفال به وضوح در می یابیم. تفال در فرهنگ ما ایرانیان دارای جایگاه خاصیست و عینیت اشعار حافظ را برایمان بیان می کند . به نا امیدی از این در مرو بزن فالی / بود که قرعه دولت به نام ما افتد |








