منوی متفرقه

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز9
mod_vvisit_counterدیروز56
mod_vvisit_counterاین هفته120
mod_vvisit_counterاین ماه404
mod_vvisit_counterکل بازدیدها12904

ترافيک سايت

سایت پذیرای 2 مهمان آنلاین
گذری بر اندیشه حافظ PDF چاپ نامه الکترونیک

هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ / از یمن دعای شب و ورد سحری بود
دیوان خواجه شیراز در حیات ششصد ساله خود،از آن روزگار که حافظ مرغان آسمانی اندیشه را بر شاخسار سخن می نشاند و در سلسله چلیپای شعر خویش در بند می کرد تا زمانی که محمد گلندام همدرس و دوست با وفای خواجه غزلیات او را که در گوشه و کنار پراکنده بود در دفتری گرد آورد و به ترتیب حروف الفبا در آخر ابیات مرتب ساخت و مقدمه ای لطیف و عاشقانه بر آن نگاشت و شمه ای از شرح جمال دوست را باز گفت تا امروز که هزاران نسخه خطی و هزاران نسخه چاپی آن در سراسر جهان مستان را میخانه عشق و هوشیاران را گنج حکمت و جمال پرستان را معبد ناهی د استان قصه ای پر غصه و حکایتی پر ماجرا داشته است .

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند وندران ظلمت شب آب حیاتم دادند در زندگی هر شاعر آسمانی و هنر مند اصیل شبی هست که اورا به ملکوت آسمان بار می دهند تا در آنجا به مقدار چشمی که از دیده بینای عشق وام گرفته است با سرچشمه خیر و جمال حقیقت که وجود لایزال حضرت حق است دیدار کند و آیات کبری الهی را که اوصاف جمال و جلال اوست بی حجاب بنگرد این شب فرخنده را عاشقان شب وصال خوانده اند که همان شب معراج و لیله القدر است و زیباترین وصف آن در کلام سرمدی سوره قدر آمده است . اما وقتی غیر که همان دیو درون آدمیست از خلوت دل بیرون رفت آنگاه دل خانه دلدار میشود و حافظ سرمست از باده منصوری در پرده دعوی انا الحق که :

منزل حافظ کنون بارگه پادشاست / دل بر دلدار رفت جان بر جانانه شد

اما حافظ به تعبیری سخن گوی ضمیر نا خودآگاه ماست و این تعبیر زیبا را در تفال به وضوح در می یابیم. تفال در فرهنگ ما ایرانیان دارای جایگاه خاصیست و عینیت اشعار حافظ را برایمان بیان می کند .

به نا امیدی از این در مرو بزن فالی / بود که قرعه دولت به نام ما افتد

و این است سر حافظ گاه اوصاف خداوند هستی را که به گفته نظامی :

تاج ده تخت نشینان خاک است و به تعبیر قرآن ملک را به هر که می خواهد می بخشد و از هر که
می خواهد باز می ستاند و رندان قلندر یعنی همان عاشقانی که دلهاشان خانه دلدار است منسوب می کند . ما در این گفتار کوتاه به همین مقدار از شب قدر و لیله اسرای خواجه شیراز و همسفران او بسنده کردیم که اهل بشارت را اشارتی کافیست .

باقی این گفته آید بی زبان / در دل آنکس که دارد نور جان

و خود حافظ چه نیک می گوید :
به شعر حافظ شیراز میرقصند و می نازند / سیه چشمان کشمیری و ترکان سمرقندی

 

بانر تبلیغاتی