|
|
نیرومندترین قدرت کائنات
آیا شما تا به حال این جمله راشنیده اید که (( دعا نیرومند ترین قدرت کائنات است )) و آیا داستان معجزاتی را شنیده اید که پس از دعا کردن به وقوع پیوسته است ؟ به نظر شما آیا براستی دعا اینچنین قدرتی دارد؟
می گویند دعا تلاش آدمی برای شناخت خداست . کاملا برخلاف آنچه بعضی از مردم می پندارند ,دعا برای انسان امری کاملا طبیعی است ,نه کاری غریبه و ناماءنوس و رازگونه . انسان همواره دعا کرده است و همواره دعا خواهد کرد. آدمی با ادراک بدوی خود ,آب و آتش ,آفتاب و ستارگان ,جانوران و گیاهان و تصاویر و اساطیر را نیایش می کرده. اما آنچه قطعی و مسلم است این است که انسان بدوی نیایش می کرد .
کاترین پاندر در کتاب قانون توانگری درباره قدرت دعا چنین می گوید:((به راستی نمی توان قدرت دعا را در ایجاد توانگری مدام و رضایت بخش نادیده انگاشت .انسانی که هر روز و به طور منظم دعا می کند می تواند یقین بدارد که کامیاب خواهد شد . زیرا خود را با غنی ترین و کامیاب ترین نیروی کائنات همنوا کند . عیسی مسیح وعده داده است :(و هر آنچه با ایمان به دعا طلب کنید,خواهید یافت ) )) .
خود خدا در قرآن می فرماید((بخوانید مرا تا استجابتتان کنم )) و امام صادق (ع) می فرماید (( نیازهای خود را از خدا بخواهید و این طور باور داشته باشید که نیازهایتان هم اکنون پشت در است )) اما بسیاری از افراد اینگونه تصور می کنند که در این زمانه که گناه در بین مردم زیاد شده است دیگر دعا مستجاب نمی شود . اما آیا واقعا اینگونه است ؟ استاد ژولیده نیشابوری در شعری پاسخ شایسته ای به این سوال داده است که خدا خطاب به بندگانش می گوید :
اگر گم کرده ای ای دل کلید استجابت را
بیا یک لحظه با ما باش پیدا کردنش با من |
|
 آنگاه که عشق می ورزی خدا در هر سو حاضر است . عشق یک ضرورت است. تنها غذای روح . جسم با غذا دوام می یابد و روح تنها با عشق زنده می ماند . می گویند عشق کور است . به تو می گویم که تنها عشق است که بیناست . جز از عشق همه چیز کور است . عشق وجودت را تهی می سازد . تهی از رشک ،تهی از قدرت طلبی ، تهی از خشم ، تهی از رقابت جویی ، تهی از خود ستایی و تمامی زباله های پیرامون آن . عشق تنها امیدی است که وجود دارد . زیرا تنها عشق می تواند پلی میان انسان و خدا باشد . عشق والا ترین هدیه خداوند است این هنر را بیاموز . حالا عشق یا دوست داشتن ؟ ؟ ؟ نیمه شب صدایت بی تابم میکند . بیدار می شوم . مرا به آن سوی ابدیت می کشاند . ما باز هم من نمی توانم این توهمات را از خود دور سازم .
چون دیگر تو نیستی که مرا صدا میزنی . این صدای باران است . . . ! |
|
هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ / از یمن دعای شب و ورد سحری بود دیوان خواجه شیراز در حیات ششصد ساله خود،از آن روزگار که حافظ مرغان آسمانی اندیشه را بر شاخسار سخن می نشاند و در سلسله چلیپای شعر خویش در بند می کرد تا زمانی که محمد گلندام همدرس و دوست با وفای خواجه غزلیات او را که در گوشه و کنار پراکنده بود در دفتری گرد آورد و به ترتیب حروف الفبا در آخر ابیات مرتب ساخت و مقدمه ای لطیف و عاشقانه بر آن نگاشت و شمه ای از شرح جمال دوست را باز گفت تا امروز که هزاران نسخه خطی و هزاران نسخه چاپی آن در سراسر جهان مستان را میخانه عشق و هوشیاران را گنج حکمت و جمال پرستان را معبد ناهی د استان قصه ای پر غصه و حکایتی پر ماجرا داشته است . دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند وندران ظلمت شب آب حیاتم دادند در زندگی هر شاعر آسمانی و هنر مند اصیل شبی هست که اورا به ملکوت آسمان بار می دهند تا در آنجا به مقدار چشمی که از دیده بینای عشق وام گرفته است با سرچشمه خیر و جمال حقیقت که وجود لایزال حضرت حق است دیدار کند و آیات کبری الهی را که اوصاف جمال و جلال اوست بی حجاب بنگرد این شب فرخنده را عاشقان شب وصال خوانده اند که همان شب معراج و لیله القدر است و زیباترین وصف آن در کلام سرمدی سوره قدر آمده است . اما وقتی غیر که همان دیو درون آدمیست از خلوت دل بیرون رفت آنگاه دل خانه دلدار میشود و حافظ سرمست از باده منصوری در پرده دعوی انا الحق که :
منزل حافظ کنون بارگه پادشاست / دل بر دلدار رفت جان بر جانانه شد اما حافظ به تعبیری سخن گوی ضمیر نا خودآگاه ماست و این تعبیر زیبا را در تفال به وضوح در می یابیم. تفال در فرهنگ ما ایرانیان دارای جایگاه خاصیست و عینیت اشعار حافظ را برایمان بیان می کند . |
|
ادامه مطلب...
|
زندگی زیباست زندگی آتشگهی دیرینه پابرجاست گر بیفروزیش رقص شعله اش پیداست ور نه خاموش است و خاموشی گناه ماست.
کاش می دانستی در سحرگاه یکی صبح بهار همچو خورشید جهان را دیدن به تن خسته شب آب سحر پاشیدن وندر آن شوکت باغ و گل و ریحان دیدن سوسن و یاسمن و سنبل و نسرین چیدن چه صفایی دارد .کاش می دانستی زندگی با همه وسعت خویش محفل ساکت غم خوردن نیست حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست زندگی جنبش و جاری شدن است .زندگی کوشش و راهی شدن است از تماشاگه اغاز حیات تا به جایی که خدا می داند.
زندگي مانند رودخانهاي جاري است كه ميرود و به پشت سرش نگاهي نمياندازد. هر مقدار كه ميرود ديگر برنميگردد. هر مقدار به سن ما افزوده ميشود از عمر ما كاسته ميشود. پس بياييم گلي زيبا در زندگي بكاريم تا از بوي خوش آن ديگران بهرهمند گردند و ما نيز خاطره و يادگاري براي بازماندگان بگذاريم.
|
|
ادامه مطلب...
|
|
|
|
|
|
صفحه 1 از 7 |